نبرد من
سرفصل: جنگ جهانی
از روزی که دوران پرشور جوانی برای من آغاز شد هیچ چیز مرا این طور تحت تاثیرقرارنمیداد،جز این که میدیدم در زمانی به دنیا آمده ام که کار اداره جهان به دست یک مشت معامله گر و واسطه معاملات افتاده و در واقع سرنوشت آینده مردم جهان بسته به میان برد و باخت هر یک از طرفین معامله بود .
نوسان امواج حوادث تاریخی گاهی از اوقات چنان آرام و بی سروصدا بود که گوئی آینده جهان بدون قید و شرط به یک صلح پیدار منتهی خواهد شد و دول جهان خواهند توانست با همکاری متقابل دشواری های خود را در هر صورت حل و فصل نماید اما در همان حال سکوت و آرامش مطلق در گوشه و کنار جهان سروصدائی بلند می شد و معاملاتی به دست به دست سوداگران صورت می گرفت که به جای یک اختلاف و کشمکش جدید را برای خود می گشود و در واقع چهار گوشه جهان به شکل بنگاه معاملاتی در آمده بود که دسته ای در یک طرف سرگرم حفر گودال هائی بودند و مشتری هائی نیز از گوشه و کنار با سروضدا و عربده های حیوانی به گرد آن گودال جمع می شدند این فعالیت ها نشان می داد که در آینده ای نزدیک جهان وجهه خود را تغییر خواهد داد و جمعی کثیر را در آن گودال که به دست خود کنده بودند نابود خواهد ساخت. در این بازار معاملات،انگلیس ها بازرگانان و معامله گران را از چهار گوشه جهان دعوت می کردند اعضای فعال این بازار معامله غالبا آلمان ها بودند در حالی که یهودیان با قیافه بوروژواهای ثروتمند واسطه معاملات بودند.
